قادر حيدرى فسايى
11
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
قوله : « بقى امور . . . » . [ امر اوّل : بساطت و تركّب مفهوم مشتقّ ] دربارهى مفهوم و معناى مشتقّات صرفيّه مثل ناطق و ضاحك و امثال اين دو ، دو نظريّه معروف وجود دارد : « 1 » 1 ) نظريّه مشهور بين قدماء : معناى مشتقّات صرفيّه مركّب است . يعنى معناى مشتقّات يك معناى تركيبى است كه عبارت از « الذّات الّتى ثبت لها المبدء و يا الشىء الّذى ثبت له المبدء » مىباشد . طبق اين نظريه معناى ناطق و ضاحك به ترتيب شىء له النطق و شى له الضحك است . 2 ) نظريّه سيّد مير شريف جرجانى در حاشيه بر شرح مطالع « 2 » و مصنّف : معناى مشتقّات صرفيّه بسيط است . يعنى در معناى مشتقّات ذات و يا شىء اخذ نشده است . به بيان ديگر هنگام تصور مشتق ، امر واحدى درك شده و به تصور مىآيد اگرچه همين امر با تحليل عقلى به دو شىء ( ذات و مبدء مثلا ) منحلّ مىشود . « 3 »
--> ( 1 ) - رساله مشتقّ مرحوم كلانتر ، ص 48 . ( 2 ) - در شرح مطالع ، نظر و فكر به اين صورت تعريف شده است : النظر ترتيب امور حاصلة يتوصّل بها الى تحصيل غير الحاصل . به گفتهى شارح مطالع مراد از كلمهى امور ما فوق واحد است و علّت استفاده از كلمهى امور اين است كه ترتيب در امر واحد قابل تصوّر نيست . در ادامه ، شارح مطالع به بيان يك اشكال بر اين تعريف و جواب از آن مىپردازند . اشكال : اين تعريفى كه براى نظر شد بايد شامل تمامى تعريفات بشود چون تمامى تعريفات مشتمل بر نظر هستند . و حال آنكه شامل تعريف به واسطهى فصل به تنهايى ( مثل الانسان ناطق ) و يا به واسطه عرض خاصّ به تنهايى ( مثل الانسان ضاحك ) نمىشود . چون كلمهى امور صادق بر اين تعريفات نيست . جواب شارح مطالع از اشكال : تعريف به واسطهى مفردات ، با مشتقّات انجام مىگيرد مثل ناطق و ضاحك . و مشتقّ اگرچه در لفظ مفرد است ولى معناى مشتقّ ، شىء له المشتقّ منه است . پس مشتقّ از حيث معنى مركّب مىباشد و نتيجتا كلمهى امور شامل آن مىشود . سيّد مير شريف در حاشيهى بر شرح مطالع بر اين جواب اشكال گرفته و قائل به بساطت معناى مشتقّ شده است كه بيان آن خواهد آمد . شرح المطالع ، ص 11 . ( 3 ) - در صورت تركّب مفهوم مشتقّ ، اين مفهوم از چه امورى تركّب يافته است ؟ و در صورت بساطت ، مفاد مشتقّ چه امرى مىباشد ؟ مناهج ، ج 1 ، ص 218 - نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 140 .